یادداشت‌‌‌ِ شماره‌ی صد و‌ چهل و‌ هفت.
یادداشت‌‌‌ِ شماره‌ی صد و‌ چهل و‌ هفت.

یادداشت‌‌‌ِ شماره‌ی صد و‌ چهل و‌ هفت.

ژله - موز - خامه

۱۶

این ویندوز عوض کردنِ این دفعه واقعا داستان شده، ویندوزو آپدیت می‌کنم درایورا رو ساپورت نمی‌کنه، ویندوزو دانگرید می‌کنم اپلیکیشنا ران نمیشن. اَه!

خبر امروز:

ژله‌ها وقتی ما خوابیم بِلی دَنسینگ می‌کنن. خودم دیدم.

۱۵

بعد از این جنگ می‌خوام یه دیتِ چهارنفره با اکیپ دوران دبیرستانم بذارم، به جز سپی، بقیه‌ی دخترا رو چند ساله ندیدم. حتما اوناام مثل ما دو تا کلی تغییر کردن. دوست دارم بدونم نفرِ بعدیِ اکیپمون که عروس میشه کیه! من که فکر می‌کنم بعد از سِپی نوبتِ فافا باشه. خواهیم دید چه می‌شود!

۱۴

دیروز یک ساعت و هشت دقیقه تلفنی حرف زدیم. دلم می‌خواست از توی گوشیش بیام بیرون بخورمش. نام نام. (امروز چهل دقیقه)

۱۳

همسایه‌مون هروقت صدای انفجار میاد میره تو انباری پناه می‌گیره. 

۱۲

امروز صبح یه جوری صدای انفجار اومد که موهای تنم سیخ شد. خیلی خیلی بلند و نزدیک بود. گرووووومپ!

۱۱

اگه رژیم سالم‌خوری یا کاهش وزن دارین، کدو سبز بگیرین (خام) رنده کنید توی ماست کم‌چرب (پیشنهادم ماست یونانیه) و به عنوان سالاد یا میان‌وعده بخورین، هم سالمه هم چربی‌سوز.

10

Cottonwood - Twenty One Pilots 

۹

«دختری که مروارید گریه ‌می‌کرد.» فقط یه دروغه. اما دروغِ جالبیه. پیشنهاد می کنم تماشاش کنید. انیمیشنِ کوتاهِ ساخت ۲۰۲۵ که کاندیدای اسکار بهترین انیمیشن کوتاه هم شده. لینکشو گذاشتم [ اینجا ]

۸

اولین موفقیتی که کسب کردم جلو زدن از خواهر و برادرای اسپرمی‌م بوده! تا اینجای زندگی رو می‌تونم بگم یک هیچ جلواَم.